|
زبانهايي كه گفته اند از آنها لغاتي وارد قرآن شده است:
حبشي، 2- عبري، 3- فارسي، 4- نَبَطي، 5- قِبْطي، 6-
سرياني، 7- يوناني، 8- هندي، 9- رومي، 10- تركي، 11- بربر.
لغات غيرعربي (بيگانه) در قرآن
أبّ ، أبابيل ، إبراهيم ، إبريق ، إبريق ، إبليس ، اَجْرُ ، أحبار ، آدم ،
ادريس ، أراِئك ، إرَم ْ، آزِر ، اَساطير ، أسباط ، إسْتَبْرَقْ ، اِسْحق ،
إسرائيل ، اُسِّسَ ، اَسْلَمَ ، إسمعيل ، الْاَعْراف ، ألله ، اَلّلهُمَّ ،
إلياس ، اَلْيَسَع ، اُمَّة ٌ، اَمْرُ ، اَمْشاجْ ، آمَنَ ، انجيل ، آية ،
ايوب ، باب ، بابِل ، رَكَزَ ، بَرَءَ ، بَرْزَخ ، بُرْهان ، بُرُوجْ ،
بَشَّرَ ، بَطَلَ ، بَعْل ، بَعيْر ، بِغالْ ، بَلَد ، بَنّاء ، بُنْيانْ ،
بُهْتانْ ، بِهيمَة ، بُور ، بَيْع ، تابْ ، تابُوت ، تُبَّعْ ، تَتْبيرْ ،
تِجارة ، تَجَلَّي ، تَسْنِيْم ، تَفْسيرْ ، تَنُّورْ ، تَوّابْ ، توراة ،
تين ، جَوابٌ ، جالُوت ، حُبّ ، جِبْتْ ، جبرئيل ، جَبينْ ، جِزْيَة ،
جَلابِيبْ ، جَهنّم ، جُودي ، حِصنْ ، حِطّة ، حَواريُّون ، حوبْ ، حُور ،
حَنيفْ ، خُبْزْ ، خَرْدَلْ ، خَلاقْ ، خِنْزيرْ ، خَيْمَة ، داوُدْ ،
دِرْهَمْ ، دِهاقْ ، دينارْ ، رَبّ ، رِبّاني ، رِبْحْ ، رَجيمْ ، الرحمن ،
رَحيق ، رِقّ ، اَلرَّقيمْ ، رُمّانْ ، روضة ، اَلرُّومْ ، زَبُور ، زُجاجة
، زُخْرُف ، زِرابِيّ ، ز كريّاء ، زَكاة ، زِنْجيلْ ، زُور ، زيتْ ، ساعة
، سامِريّ ، ساهِرَة ، سَباء ، سَبْتْ ، سَبيلْ ، سِجِّل ، سِجّيلْ ،
سٌحْتْ ، سِراج ، سُرادِق ، سِربال ، سَرْد ، سَطْر ، سِفْر ، سَفينَة ،
سَكَرَ ، سِكّينْ ، سَكينَة ، سِلْسِلَة ، سُلطان ، سَلْوي ، سُلِيْمان ،
سُنْدُسْ ، سَوْط ، سيناءْ ، شِعْري ، شَهْر ، شَيْطان ، اَلصّابِئُونْ ،
صُحُف ، صِراط ، صَرْحْ ، صَنَم ، صُواعْ ، صَوامِعْ ، طاغوت ، طالوت ،
طُوبي ، طُور ، طُوفان ، عَبْقَرَيّ ، عَتيقْ ، عَروُبْ ، عَزَيْر ،
عِفْريتْ ، عِمْرانْ ، عَنكبوت ، عيسي ، فَخّار ، فُراتْ ، فِرْدُوسْ ،
فِرْعَون ، فَلَق ، فيلْ ، قارون ، قُدُس ، قِرطاس ، قُرَيش ، قِسْطْ ،
قِسْطاسْ ، قَصْر ، قَطْران ، قَميص ، كأسْ ، كافُور ، كاهِنْ ، كُرْسِيّ
، كَنْزْ ، كُوب ، لاتْ ، لَوْح ، مائِدَة ، ماعُونْ ، مِثقال ، المَجُوس ،
مَرْجانْ ، مَرْيَمْ ، مِسْكْ ، مَسْجِد ، مَسيْح ، مِشكاة ، مِصْر ،
مِقْلاد ، مَلَكُوت ، مَنْقُوش ، مواخِرْ ، مُؤْتَفِكَة ، مُوسي ، مِيكال ،
نُحاس ، نُسْخَة ، نَصاري ، نَمارِق ، نُوحْ ، نُونْ ، هارُون ، هامانْ ،
هاوِيَة ، وَزيرْ ، يأجوجْ و مأجوجْ ، ياقُوتْ ، يَعْقُوب ، يَغُوثْ ،
يَقْطين ، يَمّ ، يَهُودْ ، يُوسُف ، يُونُس.
مناطق جغرافيايي در قرآن
يَمَنْ: در چند سوره از قرآن با كشور
يَمَنْ (واقع در جنوب غربي جزيرة العرب) مواجه مي شويم. از جمله:
1- با اسم (سَبَاءْ) در سوره اي به همين نام . و تذكر خرابي شهر
مَأْرَبْ كه پايتخت سباء بوده و به وسيله سيل عِرَم (سد عِرَم را سد
مأرب و سدّ سباء نيز مي گويند).
2- با واقعه سلطنت زني به عنوان ملكه سباء كه در سوره نمل ذكر شده
است و نام اين زن طبق مشهور (بلقيس) بوده است.
3- تُبَّعْ كه نامش در سوره هاي (دخان) و (ق) آمده است.
4- باغ حَرْدْ و سوختن آن كه در سوره قَلَمْ آمده است.
5- گروه شهر (حاضورا) كه هلاك شدند و در سوره حج آيه 45 ذكر شده است.
6- اصحاب اُخْدُودْ (نصاري نَجران).
7- اصحاب فيل، به سركردگي (اَبْرَهه) كه در يمن عبادتگاهي ساخت و با
فيل و لشكر براي تخريب خانه خدا به مكه آمد و در سوره فيل مذكور است.
8- در مورد قريش كه براي تجارت به يمن رفتند و در سوره قريش (ايلاف)
آمده است.
9- آمدن نصاراي نَجران به مدينه كه پيامبر (ص) آنها را به مباهلة
دعوت كرد و آنها امتناع ورزيدند و با پيامبر مصالحه كردند كه در سوره
آل عمران مذكور آمده است.
سرزمين مِصْر: قرآن در چند مورد وقايعي را كه در مصر روي داده ذكر
كرده است از جمله:
1- تاريخ زندگي حضرت يوسف.
2- موضوع گرفتاري بني اسرائيل بعد از حضرت يوسف در چنگال ظلم فرعون
مصر.
3- وقايع مربوط به حضرت موسي و هارون (ع).
4- موضوع مؤمن آل فرعون.
5- اهرام مصر كه در سوره "فجر" ذكر شده است (وَ فِرْعَوْنَ ذِي
الاوْتادْ) كه شايد به آنها اشاره دارد.
6- موضوع زن فرعون كه در سوره تحريم از وي تمجيد شده است (وي به حضرت
موسي ايمان داشت).
سرزمين مَدْيَنْ: قرآن كريم چند جا از مدين نام برده است:
1- درباره نبوت حضرت شعيب (مدين قريه شعيب و قبيله اوست كه در قسمت
شرق عقبه قرار دارد.)
2- درباره موضوع فرار حضرت موسي از مصر به سرزمين مدين (بعد از كشتن
يكي از فرعونيان) مردم مدين از عرب و اولاد حضرت اسماعيل بوده اند و با
مدرم فلسطين و لبنان و مصر قديم روابط بازرگاني داشته اند.
سرزمين سيناءْ يا (سينينْ): قرآن كريم در سوره نساء آيه 153 به اين
سرزمين اشاراتي دارد و نيز داستان تجلّي خداوند بر موسي كه در آيه 20
از سوره مؤمنون و آيه دوم از سوره تين بيان شده در آنجا اتفاق افتاده
است.
بابِلْ: قرآن كريم در چند مورد به اين سرزمين اشاره دارد (كشور بابل
در ميان دجله و فرات در سرزمين عراق واقع بوده است).
1- در موضوع هارُوت و مارُوتْ (دو فرشته بودند) كه در سوره بقره آمده
است.
2- موضوع حضرت ابراهيم، زيرا ايشان در شهر (اُور) از شهرهاي كشور
بابل به دنيا آمده و عليه پادشاه كَلْدِه به مبارزه برخاست.
شهرهاي ساحلي بَحْرالْمَيِّتْ: بحرالميّت بزرگترين درياچه فلسطين است
كه در داستان حضرت لوط (ع) به آن اشاره شده است.
مَجْمَعُ الْبَحْرَيْن: محل التقاء اقيانوس هند و بحر احمر (درياي
سرخ) در باب المندب، و يا محل تلاقي درياي مديترانه و اقيانوس اطلس
نزديك تنگه جبل الطارق كه در داستان ملاقات حضرت موسي با عبد صالح
(حضرت خضر) به آن اشاره شده است.
رود نيل و درياي احمر: بحر احمر (درياي سرخ) شعبه اي از اقيانوس هند
است.
1- در سوره طه آيه 39 در مورد انداختن حضرت موسي در آب رودخانه (رود
نيل) اشاره شده است.
2- در آيه 132 در موضوع غرق شدن فرعون و لشكريانش در درياي احمر به
درياي احمر اشاره شده است.
تيه: نام بياباني است كه بني اسرائيل پس از خروج از مصر، مدت چهل سال
در آن ماندند ، و حضرت موسي و برادرش هارون در آنجا وفات نمودند .
بيابان تيه ميان سرزمين (أيله) و مصر و درياي سرخ و كوههاي سرات ، از
سرزمين شام قرار دارد.
|